السيد الخميني
رسالهء نجاة العباد 201
رساله نجاة العباد و حاشيه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانى ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 28 )
بلكه اگر پول توشه و كرايهء مركوب را داشته باشد مستطيع است ، بلكه لازم نيست پولش را هم داشته باشد ، بلكه اگر چيزى داشته باشد از آنچه كه احتياج به آن ندارد در معاش متعارف ، مثل آن كه زمينى داشته باشد زيادتر از مورد احتياج كه كفايت مىكند بر خرج سفرش بايد بفروشد و حج كند . مسأله 7 - واجب نيست كه براى حج قرض كند گرچه بتواند به آسانى قرض را بدهد ، بلكه اگر مال هم دارد لكن خريدار ندارد ، يا طلب دارد لكن بدهكار طلب را قبل از موعد نمىدهد ، واجب نيست قرض كند و مكه برود و مستطيع نيست . مسأله 8 - اگر نزدش چيزى نيست كه با آن حج برود ، لكن طلبكار از كسى است به مقدارى كه اگر بدهد مىتواند حج برود ، پس اگر موعد طلب رسيده است واجب است با هر وسيله طلبش را وصول كند و حج برود گرچه به رجوع به ظالم باشد و اگر موعدش نرسيده لكن اگر مطالبه كند مىدهد ، لازم نيست مطالبه كند و مستطيع نيست . مسأله 9 - اگر به اندازهء خرج مكه مال دارد لكن شرايط ديگر مثل صحيح بودن بدن يا باز بودن راه حاصل نيست ، مىتواند آن مال را تصرف كند و از بين ببرد ، و اما اگر شرايط حاصل است لكن وقت رفتن نرسيده و قافلهء حج راه نيفتاده و احتمال مىدهد كه اسباب ديگر مهيا شود و قافله نيز حركت كند نمىتواند در آن مال تصرف كند ، و اگر تصرف كرد و كاروان حركت كرد حج بر عهدهء او مىآيد . مسأله 10 - شرط است در وجوب حج باقى ماندن مال تا آخر اعمال و اگر تلف شود در بين راه ؛ چه وقت رفتن و چه وقت برگشتن بدون اختيار او ، معلوم مىشود كه مستطيع نبوده ، و اما اگر خودش عمداً توشه و مركوب خود را تلف كند حج به عهدهء او مستقر مىشود و بايد برود . مسأله 11 - شرط است در وجوب حج ، آن كه علاوه بر خرج سفر ، مخارج عيالات